شيوههايي در مديريت
«مديريت سيركي» تعبيري جالب است كه نخستينبار از يكي از پيشكسوتان انجمن مديران صنايع(1) شنيدم و البته گمانميكنم هريك از ما گاه مصداق چنين نامي را ديدهباشيم. آن مدير كهنسال اين نام را براي توصيف روش مديراني به كارميبرد كه ناگهان ظاهرميشوند، در مدت كوتاهي جلوهايميكنند و سپس جمعميكنند و ميروند و ديگر اثري نيست كه نيست.
البته تجربهي ملموس از سيركي كه در زمستان 86 در پارك پرديسان تهران برپا شد، بخش ديگري از تمثيل یا تشبیه «مدیریت سیرکی» را براي اين پژوهنده نشانداد. به ياد دارم كه عليرغم مخالفتهاي دوستداران محيطزيست و حياتوحش، سرانجام در پاييز 86 چادرها و چراغهاي آن سيرك افراشتهشد و چند ماه جلوهفروشي كرد و سرانجام در بهار 87 اصحاب سيرك جمعكردند و رفتند. هنگامي كه پس از جمعكردن و رفتن آنان، در تابستان 87 به مكان برپايي سيرك رفتم، بهچشم خود ديدم كه نهتنها ديگر از جلوهگري و هياهوي آنان خبري نيست كه نيست، بلكه فضولات و پسماندهاي آنان نيز در آن جلوهگاه ديروز بهجاي ماندهاست، تا چههنگام و چه كس آن محل را تميزكند يا نكند. گمانميكنم اين پردهي آخر وجه ديگري از «مديريت سيركي» است كه بايد به توصيف صدرالاشاره بيافزاييم. آمدند و حرفزدند و نمايشدادند و پاشيدند و رفتند.
اما در برابر «مديريت سيركي»، روش ديگر مديريت هم هست كه اينگونه توصيف شدهاست: «رهبر حرفنميزند، بلكه عملميكند؛ هنگامي كه كارش تمامشد، مردم ميگويند: عالياست، ما انجامشداديم، بهتمامي بهدست خودمان.»(2) شايد يكي از مظاهر برجستهي اين روش مديريت در دنياي امروز روش و سلوك نلسون ماندلا باشد. ميدانيم كه امروزه پژوهندگان حوزهي مديريت، روش ماندلا را با عناويني مثل «مديريت بهروش ماديبا» موردتوجه و مطالعه قراردادهاند. اما از آنجا كه روش مورد نظر، قرنها قبل و پيش از ميلاد مسيح، در «تائو ته چينگ» (كتاب مرجع مسلك تائوييها) تدوين و معرفي شدهاست، «مديريت تائويي» نامي مناسب براي اين روش دوم به نظر ميرسد. اگر بخواهيم دو- سه دستورالعمل كلي «مديريت تائويي» را تعيينكنيم، شايد يكي از آنها، اين است كه: «كارت را انجامبده و بعد كنار بكش»(3).
در اين روش، كار مدير يا رهبر از «خود» شروعميشود زيرا پيرو موفق اين روش مديريتي در وهلهي نخست « از همه چيز رهاست، براي همين است كه با آنها يكي است؛ چون از خودش رها شده، كاملاً خرسند و راضي است»(4).
گفتني است كه استيون ميشل (مترجم، مفسر يا شايد بايد گفت رهرو طريقت تائويي) اين معنا را كه «كارت را انجامبده و بعد كنار بكش» چنين تفسيرميكند: «هنگامي كه كارت را با تمام وجود انجامدهي، از رهاكردنش خوشحال هستي».
يكي از ويژگيهاي مديران سيركي آن است كه ادعاكنند «من اگر نباشم اين سازمان كارش لنگ ميماند» اما مدير تائويي چنين ادعايي را مطرحنميكند.
يكي از شاخصهاي ديگر براي شناسايي اين دو روش مديريتي، نحوهي بيان اقدامات از زبان پيروان اين دو شيوه است:
مدير سيركي اغلب افعال را به صورت «انجام دادم» به كار ميبرد، گاهي نيز «انجام داديم» را استفادهميكند و اما بهندرت «انجام دادند» را بر زبان آورد.
درحاليكه مدير تائويي در اغلب موارد ميگويد «انجام داديم»، همچنین با گشادهدستي «انجام دادند» را به زبان ميآورد و البته بسيار كم به «انجام دادم» متوسلميشود.
بخشي ديگر از ويژگيهاي مديريت تائويي را ميتوان از لابهلاي درسهاي مديريتي كن بلانچارد(5) دريافت. بلانچارد كتابي دارد به نام «مدير درنقش مربي». اين كتاب تذكر و تأكيدي است براي آنكه بر نقش رهنمايي مدير بيش از مواجهات رياستي و آمرهي وي توجهكنيم و اساساً در بسياري موارد مدير را مربي بدانيم، همچنين در پژوهش و بررسي مدير و مربي را در كنار هم بررسيكنيم و در بيان نيز بگوييم «مدير و مربي». كارآمدي و درستي رويكرد «مدیر-مربی» هنگامي بهتر مشخصميشود كه به يكي از وجوه مشترک مدير و مربي بيشتر توجهكنيم؛ آن وجه مشترك اين است كه مدير تائويي خوب و مربي خوب هر دو در «مرز بودن و نبودن» حركتميكنند. مگر نه اينكه بهترين مربيهاي ما چنان رفتارميكنند كه گويي اصلاً نيستند و همه چيز ما هستيم؟ البته اين درحالي است كه حضور و تأثير مربي خوب كاملاً با نبودن آن مربي متفاوت است. حضور مربي خوب بسيار ظريف و بدون فشار وي است؛ سيال و نافذ است. تعبير در «مرز بودن و نبودن» البته تعبيري تناقصنما (پاردوكسيكال) است. چنانكه تعبير «انجامدادن انجامندادن» بهعنوان روح آموزههاي «تائو ته چينگ» از نظر تماشاچيان تناقضنما و حتي شايد خندهآور است اما رهروان واقعي آن را در عمل - و تنها در عمل - قابللمس و دستيافتني دانستهاند.
آنچه لازم ميدانم در پايان با خوانندهي دلآگاه و هشيار اين سطور در ميان گذارم آنست كه اين مقال، فرصت گفتگو و طرح بحث است و نه بيانيه؛ پس گزارههاي آن هم از جنس دريافت است نه از جنس ادعا. اين دريافتها گرچه آميزهاي است از رهنمودهاي رهروان پيشرو با يافتههاي فردي، اما اين تجارب و دريافتها نيز همچنان نيازمند صيقل و بهبود هستند و اين پژوهنده آمادهي شنيدن.
1) آقاي مهندس اميرسعيد موسوي حجازي، از صاحبان صنايع و مؤلف كتب و مقالاتي در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و مديريتي.
2) بنگريد به قطعهي 17 از «تائو ته چينگ». اين كتاب بارها و بارها از زبان چيني به زبانهاي مختلف جهان ترجمهشدهاست، از جمله بيش از 40 ترجمهي آن به زبان انگليسي موجود است. ترجمههاي متعدد آن به زبان فارسي با نامهايي از جمله نام فوقالذكور يا با نام «دائو د جينگ» در دست است. ترجمهي برگزيده براي اين مقاله عبارت است از: «تائو ته چينگ». اثر لائو تزو.ترجمهي اميرحسن قائمي و ايوب كوشان است. (1379. تهران. ناشر: مترجمان)
3) بهعنوان مثال بنگريد به قطعهي 9 از تائو ته چينگ.
4) بهعنوان مثال بنگريد به قطعهي 7 از تائو ته چينگ.
5) Blnchard, Kenneth H. (Ken Blanchard)
